بلوک‌های فرهنگی-اقتصادی؛ وقتی «هویت» جای «سرمایه» را می‌گیرد

تحلیلی بر ظهور پدیده‌ای که نقشه قدرت جهانی را از نو ترسیم می‌کند

تیتر دوم: قرن بیست‌ویکم، قرن جنگ تمدن‌ها نیست؛ قرن «بازارهای تمدنی» است

بگذارید رُک بگویم: آن روزی که ساموئل هانتینگتون در ۱۹۹۳ مقاله‌ی «برخورد تمدن‌ها» را نوشت و همه چیز را به تقابل فرهنگی تقلیل داد، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که فرهنگ نه به‌عنوان بهانه‌ی جنگ، بلکه به‌عنوان موتور اقتصاد وارد صحنه شود. اما امروز، دقیقاً همین اتفاق افتاده. با این تفاوت که این‌بار فرهنگ، موشک نیست؛ پُل تجاری است.

از G۷ تا BRICS پلاس: وقتی جنوب، روایت خودش را می‌نویسد

ژانویه ۲۰۲۴ بود که بریکس رسماً از پنج عضو به ده عضو رسید. مصر، اتیوپی، ایران، امارات و عربستان سعودی به بلوکی پیوستند که دیگر صرفاً یک «محفل اقتصادی» نبود. بیانیه قازان در اکتبر همان سال، برای نخستین بار، صریحاً از «تنوع فرهنگی به‌مثابه سرمایه توسعه» سخن گفت. این جمله، تشریفاتی نبود. پشتش یک عدد بزرگ ایستاده بود: اعضای جدید بریکس، روی‌هم‌رفته مالک حدود ۳۲ درصد از اقتصاد جهانی بر اساس برابری قدرت خرید هستند (داده بانک جهانی، ۲۰۲۳) و هم‌زمان، بیش از ۶۰ درصد میراث ثبت‌شده یونسکو را در خود جای داده‌اند.

یعنی چه؟ یعنی این بلوک، هم‌زمان «پول» و «روایت» دارد. و این ترکیب، دقیقاً همان چیزی است که آن را از یک توافق تجاری صرف، به یک بلوک فرهنگی-اقتصادی تبدیل می‌کند.

مدل کره‌ی جنوبی: وقتی کی‌پاپ، صادرات ملی می‌شود

اگر بخواهید یک نمونه‌ی آزمون‌پس‌داده از هم‌گرایی فرهنگ و اقتصاد ببینید، سئول را نگاه کنید.

طبق گزارش وزارت فرهنگ، ورزش و گردشگری کره جنوبی (دسامبر ۲۰۲۳)، صادرات محتوای فرهنگی این کشور برای نخستین‌بار از مرز ۱۳.۲ میلیارد دلار عبور کرد. اما نکته اینجاست که این رقم، فقط «فروش سریال و موسیقی» نیست. مؤسسه‌ی تحقیقاتی هیوندای تخمین زده که هر دلار صادرات فرهنگی کره، به‌طور غیرمستقیم حدود ۲.۴ دلار به صادرات کالاهای مصرفی (از لوازم‌آرایشی تا خودروی هیوندای) اضافه می‌کند.

به زبان ساده: وقتی یک نوجوان در سائوپائولو یا استانبول، سریال کره‌ای می‌بیند، دارد ناخودآگاه برای سامسونگ و آموَره‌پسیفیک بازاریابی می‌شود. این دیگر «نرم‌افزار» نیست؛ زیرساخت تجاری است.

سازمان دولت‌های تُرکی: از نوستالژی زبانی تا کریدور ترانزیت

نمونه‌ی دیگر، و شاید کمتر دیده‌شده، سازمان دولت‌های تُرکی (OTS) است. این نهاد که در ۲۰۰۹ با نام شورای همکاری تُرک‌زبانان شکل گرفت، در ۲۰۲۱ تغییر نام داد و مأموریتش را از «حفظ میراث مشترک» به «ایجاد کریدور اقتصادی-فرهنگی» تغییر داد.

سند چشم‌انداز ۲۰۴۰ این سازمان، صریحاً هدف‌گذاری کرده که تجارت درون‌بلوکی از حدود ۴۰ میلیارد دلار فعلی به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برسد، و هم‌زمان، «هویت تُرکی» به‌عنوان برند فرهنگی مشترک، در بازارهای جهانی تبلیغ شود. ترکیه، با سریال‌هایی که به بیش از ۱۵۰ کشور صادر می‌شوند و سالانه نزدیک به ۶۰۰ میلیون دلار درآمد دارند (آمار انجمن صادرکنندگان خدمات ترکیه، ۲۰۲۳)، عملاً بازوی فرهنگی این بلوک اقتصادی را ساخته است.

آسه‌آن: ۶۸۰ میلیون نفر، یک ویترین فرهنگی

اتحادیه کشورهای جنوب‌شرقی آسیا (ASEAN) هم دیگر فقط یک منطقه آزاد تجاری نیست. از ۲۰۱۵، با تشکیل «جامعه آسه‌آن»، سه ستون امنیت، اقتصاد و اجتماعی-فرهنگی در کنار هم تعریف شدند.

نکته‌ی ظریف اینجاست: این بلوک، با ۶۸۰ میلیون جمعیت و تولید ناخالصی بیش از ۳.۶ تریلیون دلار (۲۰۲۳)، عملاً پنجمین اقتصاد بزرگ دنیاست، اما قدرت واقعی‌اش در این است که توانسته تنوع فرهنگی بی‌سابقه‌اش (از بودیسم میانمار تا اسلام اندونزی و کاتولیسیسم فیلیپین) را به یک برند توریستی و خلاق تبدیل کند. گردشگری فرهنگی آسه‌آن، پیش از کرونا، سالانه بیش از ۱۴۰ میلیون بازدیدکننده جذب می‌کرد و سهمش از GDP منطقه، از ۱۲ درصد فراتر رفته بود.

چرا الان؟ چرا این دهه؟

سه عامل هم‌زمان، این پدیده را شتاب داده‌اند:

یک؛ بحران مشروعیت نهادهای تک‌قطبی. وقتی دلار و صندوق بین‌المللی پول دیگر برای نیمی از جهان «بی‌طرف» به نظر نمی‌رسند، بلوک‌ها به سمت تعریف «ارزش‌های بومی» برای مبادله می‌روند. فرهنگ، آن «ارزش بومی» است.

دوم؛ اقتصاد خلاق. بر اساس گزارش کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD، ۲۰۲۲)، اقتصاد خلاق جهان به بیش از ۲.۲۵ تریلیون دلار رسیده و سریع‌تر از هر بخش دیگری رشد می‌کند. فرهنگ دیگر «هزینه» نیست؛ «درآمد» است.

سوم؛ الگوریتم‌ها. بله، دقیقاً. تیک‌تاک، اینستاگرام و یوتیوب، مرزهای جغرافیایی را بی‌معنا کرده‌اند اما مرزهای زبانی-فرهنگی را پررنگ‌تر ساخته‌اند. محتوای عربی، ترکی، کره‌ای و هندی، هر کدام اکوسیستم الگوریتمی خودشان را دارند. و این اکوسیستم‌ها، بازار مصرفی جدیدی می‌سازند که بلوک‌های سیاسی-اقتصادی می‌توانند سوارش شوند.

اروپا: بلوکی که از اقتصاد شروع کرد و به فرهنگ رسید

نمی‌شود از بلوک فرهنگی-اقتصادی حرف زد و به اتحادیه اروپا اشاره نکرد. اما داستان اروپا، معکوس بقیه است. اروپا از زغال و فولاد شروع کرد (۱۹۵۱)، به بازار مشترک رسید، و تازه در دهه ۱۹۹۰، «بعد فرهنگی» را به‌طور جدی وارد معاهداتش کرد. برنامه‌ی «پایتخت فرهنگی اروپا»، اراسموس، و بودجه ۲.۸ میلیارد یورویی «کریتیو یوروپ» (۲۰۲۱-۲۰۲۷)، نشان می‌دهند که حتی بلوکی که با «عدد» ساخته شده، بدون «روایت» دوام نمی‌آورد.

اما نکته تلخ اینجاست: اروپا، در دهه‌ی اخیر، بیشتر درگیر حفظ بلوک بوده تا گسترش آن. و همین، فضا را برای بلوک‌های نوظهور باز کرده.

سخن پایانی: روایت، ارز جدید است

اگر بخواهم این تحلیل را در یک جمله جمع کنم، این است:

در قرن بیست‌ویکم، هر بلوکی که «داستان» نداشته باشد، حتی اگر تریلیون‌ها دلار سرمایه داشته باشد، پایدار نخواهد ماند.

بلوک‌های فرهنگی-اقتصادی، نه یک مد زودگذر، نه یک شعار دیپلماتیک، بلکه پاسخ ساختاری جهان به این پرسش‌اند: «وقتی زنجیره تأمین جهانی شکننده شده و دلار دیگر تنها لنگر نیست، چه چیزی ما را کنار هم نگه می‌دارد؟»

پاسخ، هویت مشترک است. و هویت، اگر پشتش بازار و زیرساخت اقتصادی باشد، تبدیل به قدرت می‌شود.

این، جهان جدید است. جهانی که در آن، یک سریال ترکی به‌اندازه‌ی یک قرارداد گازی وزن دارد، و یک جشنواره فیلم آفریقایی، به‌اندازه‌ی یک نشست G20، دیپلماسی می‌سازد.

مقالات مرتبط

آزمون حکمرانی اقتصادی

آیا گشایش‌های خارجی بدون اصلاحات داخلی به رشد پایدار منتهی می‌شود؟ اگرچه…

وام ۴۰۰ میلیونی مسکن + جزییات

وام مسکن جدید به چه کسانی تعلق می‌گیرد؟ وام مسکن جدید در…

سه تغییر/سیگنال مهم مقرراتی که تجار باید این هفته رصد کنند

در حالی که فعالان تجاری، واردکنندگان و ترخیص‌کاران در آغاز مرداد ۱۴۰۵…

دیدگاهتان را بنویسید